تبليغاتX
شعر.نوشته های زیبا

Salam doostaye golam

Yek chizi didam goftam bad nist shoma ham bebinin

Khodam az in sahneye ghashang aks gereftam be nazaram jaleb bood goftam bezaram tooye webam ta hame bebinan

Aks Chand Ta moorchast ke shekel ghalb ro dorost kardan

Rastesho bekhayn khastam eshgho neshoon bedam .

 

 






 | 
سلام به قاصدكهاي خبر رسان كه محكوم به خبرند و سلام به شقايقهايي كه محكوم به عشقند و سلام به تو كه محكوم به دوست داشتني…! نميگم دوستت دارم نميگم عاشقتم ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . . ستاره پنج انتها داره.....مربع چهار انتها داره.....مثلث سه انتها داره.....خط دو انتها داره.....زندگي يک انتها داره.....خدا کنه دوستي من و تو مثل دايره بي انتها باشه... هيچ كس نبايد شب به بستر برود قبل از اينكه از خود بپرسد امروز چه كرده ام که لياقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم
 | 
بخشندگی را از گل بیاموز ، زیرا حتی ته کفشی را هم که لگدش می کند خوشبو می کن


دوستی با هر كه كردم خشم مادر زاد شد،آشیان هر جا گزیدم خانه ی صیاد شد ، دوستی با هر كه كردم مظهر نیرنگ شد ،ظاهرش زیبا ولی در باطنش صد رنگ شد


شکستن من یه اخم کافیه ... نیازی به فریادت نیست واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه ... نیازی به قهر نیست برای مردنم حرف رفتنت کافیه ... نیازی به انجامش نیست


ازم پرسید به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هیچکس" پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد می زد "به خاطر دل تو"، با یه بغض غمگین بهش گفتم "بخاطر هیچّی" ازش پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالی که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر کسی که بخاطر هیچ زنده است


وقتی به اسمون نگاه میکنی دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه ؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره همه نگاهش میکنن

 

 | 


 كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه به هم كمي لطف ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
*.*.*.*.*.*.*.*
 

 عشق از دوستي پرسيد:فرق من و تو چيست؟
دوستي گفت من آدمارو با سلام آشنا ميكنم((تو با نگاه))
من آدما رو با دروغ جدا ميكنم((تو با مررررررررررررررررررگ))
*.*.*.*.*.*.*.*

اشك تنها موجودي است كه چون از چشم مي افتد عزيز ميشود
*.*.*.*.*.*.*.*

 اگريادم كنى يانه،من ازيادت نمي كاهم ، تورامن چشم درراهم،تورامن چشم درراهم .

*.*.*.*.*.*.*.*

 

هرگزبراي عاشق شدن به دنبال باران و بابونه نباشي گاهي در انتهاي خارهاي يك كاكتوس به غنچه اي مي رسي كه ماه را بر لبانت مي نشاند
*.*.*.*.*.*.*.*
 

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم
*.*.*.*.*.*.*.*
 

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
*.*.*.*.*.*.*.*
 

به حساب بانکي شما مليونها بوسه عشق واريز کردم شما مي توانيد بطور شبانه روزي از طريق مهر کارت برداشت نمائيد
*.*.*.*.*.*.*.*


 

به من گفتي که دل دريا کن اي دوست همه دريا از آن ما کن اي دوست دلم دريا شد ودادم به دستت مکش دريا به خون پروا کن اي دوست
*.*.*.*.*.*.*.*
عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست / عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي
*.*.*.*.*.*.*.*

وقتي داري فکر مي کني که من دارم فکر مي کنم که تو داري فکر مي کني که من به چي فکر مي کنم دلم مي خواد که فکر کني که من به تو فکر مي کنم
*.*.*.*.*.*.*.*
 

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم
*.*.*.*.*.*.*.*
 

عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست
*.*.*.*.*.*.*.*



در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در ميزند.. در را گشودم روي او ديدم غم است در ميزند. اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا غم با همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند
*.*.*.*.*.*.*.*
 

تو رفته اي بي من تنها سفر كني من مانده ام كه بي تو شب ها سحر كنم تو رفته اي كه عشق من از سر به در كني من مانده ام كه عشق تو را تاج سر كنم
*.*.*.*.*.*.*.*
 

هيچ کس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي داشته باشد باعث اشک ريختن تو نميشود
*.*.*.*.*.*.*.*


خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم
*.*.*.*.*.*.*.*
 

فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا
*.*.*.*.*.*.*.*

آدماي عاشق? چشماشمن بستس نميشه فهميد چي تو کلشون مي گذره! قصه ي اولين عشق و عاشقي! يه دروغ بزرگه ازش نپرسي بهتره! شل هي! جدايي خيلي سخته! اين و تو نمي فهمي. اما حد اقل سعي کن درک کني...
*.*.*.*.*.*.*.*
 

عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندي، کاش روزي آن را برگرداني. عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختي، کاش روزي آن را به من بر گرداني...
*.*.*.*.*.*.*.*
 

بارون نباش كه با التماس خودت رو به شيشه بكوبي ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن

*.*.*.*.*.*.*.*
 

خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم

*.*.*.*.*.*.*.*
 

و در پايان:

پیامبر اكرم(ص) فرمودند: همنشین خوب بهتر از تنهایى است و تنهایى بهتر از همنشین بد

 | 

درین سرای بی کسی,کسی به در نمیزند
به دشت پر ملال من پرنده پر نمیزند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین,سپیده سر نمیزند
دل خراب من دگر خرابتر نمیشود
که خنجر غمت از این خرابتر نمیزند


وقتی اشکهایم بر روی زمین ریخت
تو هرگز ندیدی که چگونه می گریم .
تو دلم را با بی کسی تنها گذاشتی
و چشمانم را به انتظار نگاهت گریان گذاشتی .
باشد که روزی بیایی و ببینی من تو را رها کرده ام .


سرگذشت غم هجران تو گفتم با شمع
انقدر سوخت كه از گفته پشيمانم كرد
من نگويم كه مرا از قفس ازاد كنيد
قفسم برده به باغي و دلم شاد كنيد


اشک ریختن واسه سبز چشات یه عادته.....دوری و ندیدنت برای من مثال یک حکایته
فکر نکنی حرف دلم برای تو شکایته.....کی گفته زندگی برای من بدون تو خیلی راحته
نکنه اون دل تو از دست دل من ناراحته.....می دونی بدجوری این دل من عاشقته؟
آرزوی من تو این شبها وصال روی ماهته.....تنها مرهمم تواین روزها عکسهای یادگاریته
گفته بودن یه روز دل شکستن و رفتن کارته.....رفتن تو ای عشق من نگفتی آخر قرارته
یکی به من بگه کجای این عدالته؟.....به من بگو امروز چرا دشمن من کنارته؟
یادت میاد گفتیم به هم قرارمون فقط صداقته.....کاش می دونستم که دروغ بخشی از مرامته
نکنه یه وقت نگاه من مایه همه آزارته؟.....موندنمون کنار هم یه جورایی حماقته
شاید یکی دیگه امروز برای تو پناهته.....بی معرفتیت برای من تنها ترین گناهته
نمی گی این دل من یه عمر به انتظارته؟.....نکنه آزار من برای تو یه جور فراغته؟
می دونی مشکل این دل من فقط اسارته.....می دونم مشکل تو فقط یه کم حسادته
نمی گم خوبی اما آرزوم واست سعادته.....رفتی ز من اما دل من بدجوری هنوز خیالته


 



 | 

اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار
خیال نکن که خواستمت این اونه که می خواستمت
به قبله محمدی اینه که حرف راستمه
می خوای واسه ات همین وسط داد بزنم
با تار زلفات دلم رو دار بزنم
پیش همه خلق خدا زار بزنم
گریه کنون سرتوی دیوار بزنم
بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار
از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار
اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار
می خوای واسه ات همین وسط داد بزنم
با تار زلفات دلم رو دار بزنم
پیش همه خلق خدا زار بزنم
گریه کنون سرتوی دیوار بزنم
بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار
از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار
اگه به زور روزگار از زندگی ات می رم کنار
می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار

 

 



 

يادم می آيد يکبار از خدا پرسيدم : - خدای من , تو که سينه ای به اين بزرگی دادی به آدم , تو که از هر چيز خوب دو تا دادی برای تنش , - چرا توی سينه يک دل کاشتی و آنطرفش را گذاشتی خالی و سوت کور؟- خدا تاملی کرد و توی گوشم زمزمه کرد : - اگر جايی خالی باشد از چيزی , حکمتی دارد اين خلاء , سينه جا دارد برای دو تا دل قبول , آفريدمت برای جستجو !!!!, همه چيز را سر جای خودش گذاشتم دانه به دانه , يک جای خالی اش را هم تو پر کن , از هر چه خواستی , خواستی يک دل ديگر , خواستی چيزهای ديگرگفتم :- خب مهربان من , آدم دلش نمی آيد دل يکنفر را بردارد بگذارد جای خالی سينه اش , جواب داد با لبخند : - دل نمی توانی برداری , دلت را بده و من پاسخی نداشتم .... !

 

 | 

در خواب می‏مانم. برای هميشه در خواب می‏مانم تا بيداری، حس لمس عاشقانه‏ات را به گذار نبودت نسپارد. تو نيستی و من هر لحظه بيشتر به بودنت خو می‏گيرم .

 

 



 

شبی از پشت يک تنهايی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نيلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهايت دعا کردم
پس از يک جستجوی نقره ای در کوچه های ابی احساس
ترا از بين گلهايی که در تنهايی ام روييد با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ ابی ترين موج تمنای دلم گفتی
دلم حيران و سرگردان چشمانيست رويايی
و من تنها برای ديدن زيبايی ان چشم
تو را در دشتی از تنهايی و حسرت رها کردم
همين بود اخرين حرفت
ومن بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشمهايم را به روی
اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشيد وا کردم
نمی دانم چرا رفتي،نميدانم چرا،شايد خطا کردم
و تو بی ان که فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا ،تاکی،برای چه
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می باريد
و بعد از رفتنت يک قلب دريايی ترک برداشت
وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت
تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد
وبعد از رفتنت اسمان چشمانش خيس باران شد
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد
من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دريا چه بغضی کرد
کسی فهميد تو نام مرا از ياد خواهی برد
ومن بی ان که می دانم تو هرگز ياد مرا با عبور خود نخواهی برد
هنوز اشفته چشمان زيبای توام
برگرد!!!
ببين که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اين همه طوفان وهم و پرسش و ترديد
کسی از پشت قاب پنجره ارام و زيبا گفت
تو هم در پاسخ اين بی وفايی ها بگو
در راه عشق و انتخاب ان خطا کردم
ومن در حالتی مابين اشک و حسرت و ترديد
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است
ومن در اوج پاييزی ترين ويرانی يک دل
ميان غصه ای از جنس بغض کوچک يک ابر
نميدانم چرا،شايد به رسم و عادت پروانگيمان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ ارزوهايت دعا کردم

 



بازم میخوای ببخشمت;دنبال یک بهونه ام
باید بیای به دیدنم; ببینی عاشقونه ام
هرجوری خواستی عزیزم ;یادته رنجوندی منو
خاکسترم عاشقته ;با اینکه سوزوندی منو
وقتی تو تنهام میذاری حوصله ی کی سر میره؟
آخه تو که نمیدونی ; انگاری قلبم میمیره
دوباره توی سینه ام; وقتی میای هوا میاد
به حرمت غزل قسم; انگار خود خدا میاد
من با کی همزبون بشم؟ ستاره ها که عاشقن
کاشکی مثه اونا بشم; مست و رها که عاشقن
از خود من نمی دونم; با تو کی مهربون تره؟
واسه کبوتر نگات ;چشم کی آسمون تره؟



 

دوستت دارم
حتي اگر قرار باشد
شبي بي چراغ، در حسرت يافتنت
تمام پس كوچه ها را
زير باران، قدم بزنم.
مرا فراموش مكن.

 

 | 
ماهی به آب گفت : تو نمیتونی اشكای منو ببینی , چون من توی آبم..
آب جواب داد اما من میتونم اشكای تو رو احساس كنم چون تو
توی قلب منی



سر هر قبری صلیبی میگذارند تا نشانگر آن قبر باشد منهم بر گردنت صلیبی می آویزم تا همه بدانند كه گورستان عشق من قلب توست




ماهی قرمزه کوچکی هستم در دل شیشه ای تو ........ مواظب باش دلت نشکنه که من میمیرم .

 | 

اي راهزنه دل کيستي؟جسمي؟بگو،جاني؟بگو
اي زهره ي شبهاي من،گر ماهه تاباني بگو
ما را به عشق انگيختي،با جان ما آميختي
اکنون چرا از چشم من،هر لحظه پنهاني بگو؟
اول به ما پرداختي،کاره دلم را ساختي
اما در آخر باختي،با هر که مي داني بگو
بازيگري با ما مکن،امروز و پسفردا مکن
خواهي اگر جان مرا از خود برنجاني بگو
واي از لب و دندان تو،وين چهره ي خندان تو
اي سد چو من قربانه تو،با من نميماني بگو
اي زلفکه نيلوفري،اي عمر،اي زيباترين
بر شانهاي مرمرين،از چيست لقزاني؟بگو
ميلقزيو دل ميبري،بس کن ازين بازيگري
گر از نگاه آن پري،چون من پريشاني بگو
اي شوخ چشم يار من،جادو مکن در کار من
مستي؟مکون آزار من،از چيست گرياني؟بگو
ما را تو عشق آموختي،در من چراغ افروختي
اينک اگر از کوي من برکنده ساماني بگو
گفتي شبي اي دلبرم،از تو به تو عاشقترم
اکنون اگر در عشق من يک دم پريشاني بگو
ما را از اول خواستي،خود را چو گل آراستي
پس از دلم برخاستي،گر مهر نتواني،بگو
گفتي تو را رسوا کنا،پس پرده ها بالا کنم
پروا ندارم از کسي،تو هر چه ميداني بگو

 | 

ساکن کليسا ميشوم . ميکشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم .آنقدر بر کشتي عشقت نشينم همچو نوح . يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم

 | 

عشق من هستی . همیشه بوده ای
بیقرارم نیستی ، آسوده ای
بیقرارت نیستم . آسوده ام
چونکه تو ، زیباترین اندیشه ای
همیشه موفق و خوشبخت باشی